چون وارد کلیسا برای قداس مقدس شدم، خداوند عیسی باهاش میخورد و گفت: «آیا میخواهی با من به اتاق فوقانی بری و ببینی چگونه رنج میکشم؟ در حضورت احساس خوبی دارم.»
در درون خود، از خداوند عیسی خواسته بودم که نسبت به من رحمت کند، زیرا ارزش آن را ندارم که در اتاق فوقانی باشم.
درباره عمق رنجش سخن گفت و چگونه آزار او هنوز در هر قداس برای نجات بشر تکرار میشود.
گفت: «در جهان گناه بسیار است، مردم زیادی گناهکارند. آزاری من افزایش یافتهاست زیرا به خاطر گناهکاران دنیا رنج بسیاری دارم. برای آنان دعا کنید.»
«میخواهم همه گناهکاران را به من تقدیم کنی و بگویید که توبه کنند و دوباره به نزد من برگردند. زمان کوتاه است، نمی�یدهاند انتظار کند. یا میتوانند در جنگ جاری مردن یا در یک حادثه یا فاجعه بمیرند. تنها من هستم که میتوانستم آنها را نجات دهم. بگویید از آمدن به نزد من نخواهند ترسید، با بازوهایشان باز منتظرشان هستم.»
«برای کلیساها دعا کنید، برای تبدیل شدن دعا کنید، برای همه دعا کنید.»
پرسید: «خداوند، جنگ در خاورمیانه پایان خواهد یافت؟»
گفت: «چندان سریع نیست»، پاسخ داد. «شاید گسترش یابد. بسیار خطرناک و شدید است. بگوید به مردم که دعا کنند، آرام نشوند. جهان در آزار عظیمی قرار دارد. رهبران جهانی سختگیر هستند و میپنجد که بهترین کار را انجام دادهاند، اما عوضاً افراد بیگناه کشته میشوند و بدون توبه میمردند.»
«این تنها جنگ نیست، بلکه اقتصاد نیز سقوط کردهاست. این رنج دیگری است که خواهید داشت.»
«مردمان به شما چیزهای مختلف میگویند، اما من میخواهم از تو همیشه اعتماد کنی. فقط به من گوش بده — به سایران گوش نده.»
هنگامی که برای دریافت قداس مقدس بود، خداوند عیسی گفت: «هنگام دریافت بدن مقدسی من، میخواهم آن را دوباره به من تقدیم کنی. بدین ترتیب تو مرا آرام میکنی و من قادر هستم دل بسیاری از گناهکاران را لمس کنم تا تبدیل شوند.»
«زمانهایی که زندگی میکنید مهم است. خوب نیستند. همه اینها پیشبینی شده بود، و حالا در حال تحقق شدن هستند. پس شجاع باشید، ناراحت نشوید، نگران نباشید.»