پسران محبوبم، مریم پاکدخت، مادری همه ملتها، مادر خدا، مادر کلیسا، ملکه فرشتگان، یاری ستمدیدهها و مادر رحمانه تمام فرزندان زمین، نگاه کنید، پسران، این شب او به شما آمده تا دوست داشته و برکت دهد.
میدانید که امشب طولانی سخن نمی�دم، اما آنچه میگویم آن را در ذهنهایتان و دلهایتان حک کرده باشید.
تکرار میکنم: “هر کس توانایی توقف کشتار دارد باید سریعتر از هر زمان دیگری آنرا متوقف کند! هیچ چیز خوبی بر روی این زمین نیست، شما یک قدم فاصله دارید تا جنگ جهانی و به آن فکری نمی�دم!”
به آنان که بر تختهای طلایی نشستهاند دوباره میگویم: "از تختهایتان پایین بیایید و خودتان را برای امور خوب صرف کنید، زیرا شما بسیار خوبی دریافت کردهاید. کشتار در ایران متوقف شود، چرا آنجا شروع بدترین چیزها خواهد بود، همچنین جنگ در اوکراین نیز متوقف شود. مانند شریفهای جهان رفتار نکنید؛ هر یک از شمایان باید سرزمین خود را اداره کند و با عشق عمل کنید. شما دستمزدهای بسیار بالا دریافت میکنید، اما آنچه که دادهاید کافی نیست. تنها برای غنی شدن بر تختهایتان نشستهاید، ولی مردم بیشترین زیانی را متحمل شدهاند. توقف دهید! قدرت خداوندی روی شمایان است'نظری او مانند آتش میتواند باشد و باور کنید به من، نگاه خداوند میتوانست سوزاند'شوید. شتاب بزنید!“
ستمت را برای پدر، پسر و روحالقدس
برکت مقدسم را بر تو میفرستم و از گوش دادن به من تشکر میکنم.
دعا کن، دعا کن، دعا کن!
عیسی ظاهر شد و گفت
خواهر، من عیسی هستم که به تو میگویم: برکت خود را در نام سهتاییم بر تو مینهم، یعنی پدر، پسر (من) و روحالقدس! آمین.
خداوند مقدس، روشن، لرزنده و فراوان به همه مردم زمین نازل شود و آنها را بیاموزد که این زمین دیگر مانند گذشته امن نیست. هیچ قانونی وجود ندارد؛ هیچ حفاظتی نیست؛ هر کس میخواهد چه کند!
به مردم گفتم: “برخیزید، مردم، با عشق در دلهایشان همیشه اعتراض کنید، صداهای خود را بلند کنید و به آنهایی که فرمانروایی دارند بیاموزید که شما بسیار بیشتر هستید و صلح بر کل زمین میخواهید!”
بچههایم، من عیسی مسیح هستم که با تو سخن میگویم، همان کسی که به کمکت آمدهام، اما بسیاری از گوشهبندان شدهاند و کور شدند.
چون مادرم هم گفتهاست، به آنهایی که بر تختهای طلایی نشستهاند گفتم که وقتی من به زمین بیایم، اولین چیزهایی که منفجر میکنم، همان تختها هستند، و جایشان را با صندلیهایی با پاهای نازک جایگزین خواهم کرد. آید، احمقان! قدرت در دست شماست، و هرگز فراموش نکنید که مردم به تو این قدرت را دادهاند، و چنانکه مردم تو را بر تخت نشاندند، میتوانند تو را نیز از آن پایین بیاورند. فقط خودت را نگهداری نکن؛ مردم زمین را خوشحال کن، همانان که کار میکنند، با مشکل زندگی میکنند در حالی که شما روی مائدههای طلایی بلند و پر از غذا، ممکن است با مرغی بزرگ نشستهاید. چشم من نیز بر توست، و بهتر است ترسش داشته باشید.
به حرکت درآید، میان مردم بروید، وعده بدهید و آنها را بپذیرید!
من تو را در نام سهگانهی من که پدر است، من پسرم، و روحالقدس میبندم. آمین.
مدونا با لباس سفید پوشیده بود و یک پرده آبی بر تن داشت، تاجی از دوازده ستاره روی سرش بود، در دست راستاش پارچهای سفید خونی که به خون آلوده شده بود، و زیر پایهایش جثههایی بودند.
عیسی با لباس عیسی رحیم ظاهر شد، چون ظهور کرد، ما را دعا پدرمان را خواند. روی سرش تاجی بود، در دست راستاش وینکاسترو داشت و زیر پایهایش رودخانهای از آب بود که همه چیز را میشست.
فرشتگان، فرشتهها بزرگ، و قدیسان حاضر بودند.